آخرین مطالب ارسالی
Last Posts
آهنگ های ویژه
Best Posts
کاشت مو
بهترین سایت کاشت مو با کمترین قیمت
کلینیک زیبایی
فصل نوزدهم بخش دوم: شکست بعد از شکست

شکست بعد از شکست

کسب و کارهای جدید هیچوقت آسان نبودند. به سختی می توانستیم کالج را تبلیغ کنیم، و تعداد دانشجویان ثبت نام شده کافی نبود. چاره ای نبود. به هرحال در صنعت آموزش یک آماتور بودم.

مجبور بودیم تا دانشجویان بیشتری را برای برنامه ی آنلاین مان پیدا کنیم. بنابراین، بچه های شرکت خدمات پیک موتوری ام در توکیو حسابی به ما کمک کردند. از آنجا که پایه کار ما خدمات پیک بود، ابتدا تراکت پخش کردیم. پیوند بین موتورسواران و اساتید فیلیپینی از آنجایی که آنها تا زمان افتتاح رسمی کالج در کلاس های دمو شرکت می کردند، بسیار قوی شده بود. اکنون آنها حاضر بودند با تمام قوا به ما کمک کنند، و بسیار انگیزه داشتند. ۱۰۰۰۰۰ تراکت درست کردیم و موتورسواران تراکت ها را در همه جای شهر پخش کردند. بچه های خدمات پیک موتوری، کارگران سخت کوشی هستند و تمام ۱۰۰۰۰۰ برگه را در عرض یک هفته پخش کردند.

 همانطور که آنها در حال آماده سازی بودند، من پرسیدم: “هر نفر چند عدد تراکت می تواند پخش کند؟”

یکی از آنها جواب داد: “انقدر درون جعبه برگه می گذاریم تا پر شود و همه آنها را تا دانه آخر پخش می کنیم. مهم نیست چند نفر باشیم، فقط تا می توانید جعبه را از برگه پر کنید.”

شاید خیلی در تبلیغات آنلاین خوب نباشند، اما در مورد دادن چیزهای فیزیکی به مردم عالی هستند. شگفت زده شدم که همه ۱۰۰۰۰۰ برگه را پخش کردند. آنها واقعا می خواستند به تیم فیلیپین کمک کنند.

هنگامی که این کار تمام شد، بی صبرانه منتظر تماس های تلفنی در مرکز عملیات بودم. حدسش را می زنید چه نتایجی از ارسال آن ۱۰۰۰۰۰ تراکت به دست آمد؟

پاسخ این است که حتی ۰٫۰۱٪ هم مشتری به دست نیامد. در واقع، اختلاف بین قبل و بعد از پخش تراکت صفر بود. هیچ نتیجه ای نداشت. کمترین چیزی که می توانم بگویم این است که واقعا شوکه شده بودم. وقتی بعدا در مورد این موضوع فکر کردیم، نه تنها برنامه مکالمه انگلیسی ما را کسی نمی شناخت، بلکه برنامه ای که ارائه می کردیم از طریق اسکایپ با یک معلم فیلیپینی انجام می شد. ایده ای که برای اکثر مردم عجیب به نظر می آمد. عجیب تر از همه این که یک شرکت خدمات پیک موتوری آن را تبلیغ می کرد. تبلیغات به این شکل به هیچ عنوان فایده نداشت.

اکنون که طرح تراکت با شکست بزرگی مواجه شده بود، برنامه بعدی این بود که موتورسواران خود تراکت ها را به مکان های مختلف ببرند و به مردم توضیح دهند. موتورسواران هر روز به بیش از ۱۰۰۰ شرکت سر می زدند و مقصد های  بسیاری وجود دارد که در آن چهره های کارگران ما را می شناسند. فکر می کردم نتایج خوبی بدست آوریم، اما باز هم شکست دیگری در راه بود. البته، کسی که تراکت را از موتورسوارهای ما تحویل می گیرد، قطعا رئیس شرکت نیست. اغلب یک کارمند اداری یا کارمند نیمه وقت بود که در بخش پستی کار می کند. در نتیجه هرگز نمی توانستیم اطلاعات مربوط به کسب و کارمان را به بخش مدیریت شرکت برسانیم.

البته، تیم کاری ما به سختی کار کرد. آنها خانه به خانه رفتند تا درباره برنامه گفتگوی آنلاین انگلیسی ما به مردم توضیح دهند. اما مردم وقتی حرف های ما را می شنیدند، خیلی هایشان می گفتند که اسکایپ را نمی شناسند و یا به ندرت از کامپیوتر خود استفاده می کنند. اکثر خانم های خانه دار که در بعد از ظهر در خانه هایشان حضور داشتند همین مشکل را داشتند.

آنها می گفتند: “متاسفم. من حتی نمی دانم که اسکایپ چیست، “. و لحظه ای که اسم “تماس رایگان با خارج از کشور” را می شنیدند، درب را به رویمان می بستند.

حدس می زنم آنها فکر می کردند “اگر رایگان است، پس مشکوک است.” تماس ویدئویی رایگان از خارج از کشور با یک معلم فیلیپینی و یادگیری انگلیسی… و خدمات پیک موتوری، همه این عوامل اوضاع را بدتر می کرد…

الان که به آن فکر می کنم، اگر من جای آنها بودم حتی به خودم زحمت نمی دادم که گوش بدهم. بنابراین، این طرح نیز با شکست مواجه شد.

برایم غیر منتظره بود که دانش عمومی مردم در مورد اسکایپ بسیار پایین تر از آنچه که تصور می کردم بود. به عنوان کسی که کسب و کاری در خارج از کشور دارد، شناخت اسکایپ عادی بود، اما برای بسیاری از افراد متوسط جامعه کاربردی نداشت.

و به این ترتیب، با این شکست، باز یاد گرفتم که ایده فروش یک محصول جدید کاری بسیار دشوار است.

 

 

ادمه دارد…

 ارسال در حدود 1 هفته قبل  ادامه مطلب »